راس براون مدیر سابق تیم های فرمول یک

جنسن باتن : راس براون ناجی هوندا در روزهای سیاه سال ۲۰۰۷ بود!

فرمول یک نیوز ایران
3 دقیقه زمان مطالعه

جنسن باتن : راس براون ناجی هوندا در روزهای سیاه سال ۲۰۰۷ بود!

جنسن باتن، درباره روزهای پر از تنش و سخت تیم هوندا در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ صحبت کرده و از راس براون به عنوان ناجی تیم یاد کرده است.

باتن در گفت‌وگویی که با تام کلارکسون در پادکست F1 Beyond The Grid داشت، به مشکلات عجیبی اشاره کرد که این غول ژاپنی بعد از اولین پیروزی باتن در گرندپری مجارستان در سال ۲۰۰۶ با آن دست‌وپنج نرم می‌کرد. تیم به جای اینکه از آن موفقیت برای پیشرفت استفاده کند، ناگهان دچار افتی غیرمنتظره شد.

باتن فصل ۲۰۰۷ را یک فاجعه تمام‌عیار توصیف می‌کند: ما انتظار خیلی زیادی از سال ۲۰۰۷ داشتیم، اما واقعا یک فاجعه بود. تیم دوم ما یعنی سوپر آگوری با ماشین سال ۲۰۰۶ ما مسابقه می‌داد و در کمال تعجب آنها از ما سریع‌تر بودند! ماشین سال قبل ما در مسابقات پیروز شده بود، اما ما در سال ۲۰۰۷ سوار ماشینی بودیم که حتی نمی‌توانستیم با آن امتیاز بگیریم.

اما ورق با آمدن راس براون برگشت. باتن ادامه می‌دهد: سال خیلی سختی بود، ولی وقتی راس در پایان ۲۰۰۷ به تیم ملحق شد، همان لحظه‌ای بود که همه با خودمان گفتیم: “خب، حالا اوضاع قراره عوض بشه”.

او می‌گوید: واقعا حس می‌کردید که حال‌وهوای تیم عوض شده. تیمی که قبلا برنده مسابقه شده بود، در سال ۲۰۰۷ آنقدر بد شده بود که برای بازگشت به مسیر درست، نیاز به یک شوک و استارت دوباره داشت.

وقتی از باتن پرسیدند راس براون دقیقا چه چیزی با خودش به تیم آورد، او اینطور پاسخ داد: به نظرم قبل از هر چیز، همان حضورش کافی بود. فقط کافی بود وارد اتاق شود تا همه چیز عوض شود. یادم می‌آید یک جلسه عمومی داشتیم؛ همه کارکنان کارخانه در یک سالن جمع شده بودند و کسی خبر نداشت راس قرار است بیاید. همانجا بود که ورودش را اعلام کردند.

او از راهروی وسط سالن رد شد و رفت جلوی همه ایستاد؛ او همان کسی بود که قرار بود بیاید و ما را از فاجعه سال ۲۰۰۷ نجات دهد. واقعا ناجی ما بود.

باتن در ادامه به ویژگی‌های مدیریتی براون اشاره می‌کند: فقط حضورش نبود که همه چیز را تکان داد، بلکه سبک مدیریتی و درکش از اینکه یک تیم چطور باید با هم کار کنند، کلیدی بود. او فرهنگ “مقصر دانستن دیگران” را در تیم از بین برد و به آدم‌ها اجازه داد که کمی آزادتر باشند و ایده‌های خلاقانه (و حتی دیوانه‌وار) خودشان را مطرح کنند.

گاهی اوقات آن ایده‌ها جواب نمی‌دادند، اما تیم باید ریسک می‌کرد؛ وگرنه هیچ‌وقت نمی‌توانستیم به صدر جدول برسیم. خلاصه اینکه وقتی راس آنجا بود، جو تیم واقعا فوق‌العاده شده بود.

این مقاله را به اشتراک بگذارید
نظر بدهید

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *