شکی وجود ندارد که فراری باید همین حالا تکلیف نحوه مدیریت رانندههای خودش را در فرمول یک مشخص کند.
از دست رفتن شانس پیروزی در شیکن اول پیست مونزا و گلههای لوئیس همیلتون از نبود قوانین مسابقهای و عدم همکاری تیمی، باعث شده فرِد واسر (مدیر تیم) بداند که وقت اقدام رسیده است. همانطور که واسر بعد از گرندپری ایتالیا تایید کرد، واکنش فراری در راه است: منطقی است که در یک مرحله باید تصمیم بگیریم. هر تیمی شرایط خودش را دارد، اما ما هم باید تصمیم نهاییمان را بگیریم.
مسیر دقیق واسر هنوز مشخص نیست، چون گزینههای زیادی روی میز وجود دارد.
گزینههای روی میز فراری برای مدیریت همیلتون و لکلرک
- حمایت تمامقد از همیلتون: رفتن تمامقد پشت سر همیلتون به عنوان راننده برتر در جدول برای حفظ شانسهای کمرنگ قهرمانی. این نامحتملترین گزینه است، چون خود همیلتون هم مستقیما چنین درخواستی نداشته و برای چارلز لکلرک هم که هنوز شانس ریاضی برای قهرمانی دارد، هضم آن بسیار تلخ است.
- تعیین قوانین شفاف درگیری (Rules of Engagement): مشخص کردن خطقرمزهای روشن برای نبرد در پیست.
- آزادی کامل و اعتماد به رانندهها: اینکه اجازه دهند رانندهها خودشان اوضاع را در پیست مدیریت کنند.
اما نگاهی به نحوه برخورد رقبای فراری با شرایط مشابه نشان میدهد هیچ راهکار سادهای که همه را خوشحال نگه دارد وجود ندارد.
درس اول از مکلارن: قوانین پاپایا و خطرات برابری
اتفاقات تلخ گذشته نشان داد زمانی که خواستههای دیوار سرپرستی تیم با تمایلات فردی رانندهها یکی نباشد، چه دردسرهایی ایجاد میشود. اگرچه مکلارن بارها به خاطر حفظ قوانین پاپایا (برابری کامل و آزادی مسابقه) مورد انتقاد قرار گرفت، اما واسر معتقد است همین برابری باعث شد مکلارن در مسیر قهرمانی استوارتر عمل کند.
با این حال، قوانین پاپایا هم بدون ریسک نیست. در مونزا، آزادی مسابقه باعث شد نوریس شاکی شود که پیاستری او را روی چمن فرستاده است. آندریا استلا، مدیر مکلارن میگوید: ترجمه کردن اصول برابری به واقعیتِ مسابقه همیشه سخت است. اما به محض اینکه منافع تیم به خطر بیفتد، باید سختگیری را شروع کرد.
درس دوم از مرسدس: قوانین درگیری و حفظ منافع تیم
یکی از جالبترین اظهارات همیلتون بعد از گرندپری ایتالیا این بود که هیچ قانون مشخصی برای نبرد بین او و لکلرک وجود ندارد: وقتی در مرسدس بودم، ما قوانین درگیری مکتوب داشتیم… اما اینجا هیچ قانونی نیست. این چیزی است که باید درست شود.
چارچوب مرسدس در پاسخ به درگیریهای شدید همیلتون و نیکو رزبرگ شکل گرفت. توتو ولف آن چارچوب را به یک نیت مسابقهای تبدیل کرد؛ رانندهها میتوانند سخت بجنگند، اما به شرطی که برخوردی پیش نیاید. مرسدس ابایی ندارد که در صورت لزوم دستور ثبات موقعیت بدهد تا منافع تیم حفظ شود؛ مثل کاری که در مونزا انجام داد.
حمایت کیمی آنتونلی از همتیمیاش جورج راسل با دادن اسلیپاستریم در تعیین خط مونزا، تفاوت بزرگ اعتماد به سیستم در مرسدس را نسبت به نبرد همیلتون و لکلرک در فراری به رخ کشید.
انتخاب سخت فرِد واسر
واسر سر یک دو راهی بزرگ قرار دارد. خودش اعتراف میکند که هیچ مدیر تیمی دوست ندارد جلوی سبقت و رقابت رانندگانش را بگیرد، اما از دست دادن امتیاز برای تیم پذیرفتنی نیست. اتفاقات مونزا ثابت کرد فراری دیگر نمیتواند همهچیز را به شانس بسپارد. راهکارهای مکلارن و مرسدس هم بدون دردسر نیستند؛ حالا فراری باید انتخاب کند که حاضر است با کدام دردسر دستوپنجه نرم کند.
